مشاهدات: 1233 - نوشته توسط:
admin - يک شنبه 12 آبان 1387 16:08
گزارش چهارمین دوره رقابت رصدی صوفی و رصد در کویر سه قلعه
دهم و یازدهم مهرماه 1387 در تقویم اعضای انجمن آسمان توس با یک ضربدر مشخص شده است. این یعنی بار دیگر کوله پشتی ها را باید بست و آماده ی دیدار دوباره از آسمان شد. سه قلعه شهری مهمان نواز و کویری میزبان شور و اشتیاق رصد گران خراسانی بود. این برنامه در سه بخش آزاد، رقابتی و عکاسی نجومی به حمایت بنیاد فرهنگی رضوی برگزار شد.
صبح پنجشنبه يازدهم مهرماه جمعیتی از منجمان و عکاسان به سمت کویر سه قلعه در استان خراسان جنوبی به راه افتادند. فضای صمیمی و شادی بین شرکت کنندگان برقرار است. از پنجره یکی یکی شهر ها و روستاها را می شماریم، کیلومترها را می خوانیم، به ساعتمان نگاه می کنیم و ... پس کی می رسیم؟ تعدادی برای اولین بار در این برنامه شرکت کرده بودند اما هیچ تفاوتی بین آنها و کسانی که تجربه ی قبلی رصد در سه قلعه را داشتند، نبود. همه به نوعی مشتاق و منتظر بودند.
به خوابگاه سه قلعه که رسیدیم، استراحتی کردیم، نماز خواندیم و راه افتادیم به سوی کویر. در راه به جادهی وسیع کویری می نگریستیم و پنجره هایی که پر از خاک بود و دور دست ها از پشت آنها دیده نمی شد.
خوش آمديد! اينجا کویر سه قلعه است. چند دقیقه ای تا غروب فاصله است. گروه ها وسایلشان را به محل های تعیین شده می برند. 18 گروه در بخش رقابتی به توصیه های آقای ربانی گوش می دهند. پس از اینکه داور هر گروه مشخص شد و گروه ها وسایل اپتیکی خود را آماده کردند، سوت شروع رقابت زده می شود. آغاز چهارمین رقابت صوفی منطقه ای. در این دوره از رقابت ها 32 نفر که شامل 12 خانم و 20 آقا هستند اجرام عمق آسمان را رصد می کنند. داوران عبارتند از: آقایان ربانی، فتح الله زاده، دیانی و خانم اصغر پور. رقابت از ساعت 18:30 آغاز مي شود و تا 5:00 بامداد ادامه خواهد يافت. بازه ی استراحت از ساعت23:00 الي 24 قرار خواهد گرفت ...
گروه ها به همراه داورانشان وجب به وجب آسمان را زیر و رو می کردند.
اینجا، کویر سه قلعه، آسمانش آرام تر از هر جای دنیاست. برای ما مردمی که با نورهای نئون و مهتابی بزرگ شده ایم، نور پهنه ی راه شیری روشنایی عظیمی است.
امشب شرایط هوا مناسب است. گاهی سرما به زیر پوستمان می دود اما سرمایی لذت بخش! شبی آرام در پیش است. آسمان شبیه کویر است. آسمان آن بالای بالا و کویر این پایین پایین. در هر دوتایش گم می شویم. هر کدامشان را که ببینیم، کوچک تر از همیشه می شویم. آسمان به اندازه ی پهنه ی وسیع کویر کوچکی را یادمان می اندازد و همچنین احساس ترس و آرامشی عجیب.
نیمه های شب است ولی صداها بیشتر شده. صداهایی که به یکدیگر اجرام را نشان می دهند، صورت هاي فلکی را پیدا می کنند، از یکدیگر می پرسند: تا به حال چند جرم دیده ای؟ به یکدیگر خسته نباشید می گویند... صداها هیچ کدامشان خسته نیستند. راه طولانی و ایستادن پشت تلسکوپ ها برای مدتی طولانی کسی را خسته نکرده. خدا قوت به همگی!
در این شب سه کمیته ی "داوری"، "خدمات" و "پشتیبانی فنی" فعالیت می کردند. چادری که کمی دورتر از گروه ها برپا شده بود هر چند وقت یکبار مراجعانی داشت. تعدادی از وسایل اپتیکی که با مشکل برخورده بودند توسط کمیته ی فنی تعمیر شد و اين در نوع خود فعاليتي بود كه بسيار جلب توجه مي كرد و نگراني رصدگران را به حداقل مي رساند. ايده تشكيل كميته پشتيباني فني توسط آقاي رباني مطرح شد و براي اولين بار در اين برنامه رصدي اجرايي گرديد.

سپیدی صبح کم کم به زیر پوست شب می دود. آخرین جرم ها توسط گروه ها رصد می شوند و داوران در مقابل نام هر جرم تیک می زنند. سوت پایان رقابت زده می شود. پایان یک شب رصدی و رقابتی. گروه های عکاسی برایشان سوت پایان معنا ندارد. با روشن شدن نیمی از آسمان شاترها به پایین فشرده می شوند و تق! ثبت پایان شبی به یادماندنی.
با طلوع خورشید، وسایل اپتیکی جمع شدند و آماده ی صبحانه شدیم. چای داغ، نان و کره و عسل، پنير و حلواارده، صبحانه ای بسیار لذیذ و چهره های خندان به ما صبح به خیر می گویند. پس از صبحانه برنامه ی اختتامیه و اعلام برندگان این رقابت است. آقای ربانی، داور با تجربه ی مسابقات رصدی، مقدمه ای بر نام این رقابت می گویند. رقابت رصدی صوفی بیانگر قدردانی از خدمات این منجم بزرگ است. شبی دور هم جمع شده ایم و با نام "صوفی" تا صبح به مشاهده ی اجرام پرداخته ایم. "رقابت" بهانه ای است برای "بزرگداشت" و "یادبود". پيام آقاي مهندس آرين را نیز آقای ربانی برایمان قرائت مي كنند:"از آنجائيكه اين سرزمين جاويد جايگاه پرورش دانشمندان، پيامبران، شاعران و بزرگان تاريخ ساز بوده است، ما هم مانند پدران و مادران سخت كوش خود بايد كوشش كنيم تا به پيشرفت علم و دانش در اين سرزمين جاويد خدمت نموده، در برابر گذشتگان سربلند گرديم. منوچهر آرين". آقای ربانی ضمن تشکر از حمایت های مادی و معنوی بنیاد فرهنگی رضوی توضیحاتی را در رابطه با نحوه ی داوری بیان نمودند. در شب گذشته 1169 جرم رصد شد. و حدود 293 جرم توسط هر داور تایید شده بود.
اما برندگان این دوره:
رتبه ی اول آقای اسماعیل مرادی و احمد نظام با 120 جرم رصد شده. از اين گروه با اهداي بن خريد چهار میلیون ریال تجهيزات نجومي، لوح و تندیس رقابت تقدير به عمل آمد.
رتبه ی دوم: آقای معین پاکجو با 112 جرم تایید شده، برنده ی سه میلیون ریال حواله ی خرید تجهيزات نجومي، لوح تقدير و تندیس.
رتبه ی سوم به دلیل نرسیدن به حد نصاب تعیین شده به هیچ یک از گروه ها تعلق نگرفت.
همچنین از رصدگران کانون امام علی (ع) سه قلعه به واسطه تلاش چشمگيرشان تقدیر شد.
از دو گروه تلاشگر ديگر نیز تقدیر شد. گروه سه نفره ی آقایان: امیر کامکار، امیر رضا دهقان، محمد حسین شریف زاده كه با دوربین دو چشمی 88 جرم را رصد کرده بودند (جایزه ی هفتصد و پنجاه هزار ریالي و لوح و تندیس رقابت به این گروه تعلق گرفت) و تقدیر ویژه ی دیگر برای خانم پریسا عظیمایی با رصد 77 جرم در اولین تجربه ی رصدی خود. به ایشان پانصد هزار ریال و لوح تقدير و تندیس اهدا شد.
از داوران و کمک داوران نیز که در این شب با تلاشی خستگی ناپذیر به تایید اجرام می پرداختند، تقدیر به عمل آمد.
لازم است یک خسته نباشید بگوییم و یک تشکر صمیمانه از مسؤولین اجرایی اين برنامه از جمله آقایان گوهریان، قربان نژاد، اخلاقی، صفاران و خانم ها زرقی، عطایی و اصغر پور. یک خسته نباشید و تشکر از راه دور برای آقای مطیعی که زحمات بسیاری را برای برگزاری و برنامه ریزی این برنامه بر عهده داشتند و جای ایشان بسیار در این سفر خالی بود.
پس از مراسم کوتاه و صمیمانه همگی عکسی دسته جمعی گرفتیم. چشم می دوزیم به یک لنز کوچک، یک لبخند، یک شاتر و ... ثبت یک خاطره.
آماده ی رفتن به میان تپه ماهورها می شویم. آماده ی تجربه ی دیگری از کویرنوردی و دویدن میان شن های خنک کویر، زیر گرمی آفتاب.
نوشتن گزارش از اینجا به بعد سخت می شود. کویر به آن بزرگی را مگر می شود در چند کلمه ی کوچک جا داد؟ و صدای آن همه خنده و سکوت و تنهایی و فریاد یک عالمه فکر. باور کنید کلمه ها گم شده اند. بازهم عکس. چند تصویر به دادمان می رسد. از پشت چهار گوش کوچکمان به بالا بلندی تپه ها نگاه می کنیم، به مارمولک های کوچک، دریاچه ی خشک نمک، بوته های خار، خورشید از پشت یک تپه؛ آدم ها، آدم ها، آدم ها ... خوش به حال کویر. خوش به حال کویر به خاطر همه ی صبوریش و تمام افتادگی اش. خوش به حال ما که می توانیم روی یک تپه ی بلند بنشینیم و احساس یگانگی کنیم و فکر کنیم که انتهای آسمان کجاست؟ چه حضور سنگینی دارد خدا در کویر! چرا در بیشتر نوشته های بزرگان، کویر را با خدا یاد می کنند؟ و مردم کویر؟ آن ها میان دریای قناعت زندگی می کنند ... خوش به حال مارمولک ها ...
باید برگردیم. اتوبوس ها منتظرند. هوا گرم است. سر و صورتمان خاکی است. نفس نفس می زنیم. دنبال آب سرد می گردیم. آبمیوه های خنک حالمان را جا می آورند. برمی گردیم. اتوبوس ها راه می افتند. چند لحظه ای می گذرد و همگی خوابشان بردهاست!
اولبن توقفمان در خوابگاه سه قلعه است. آنجا نماز می خوانیم و آبی به سر و صورت می زنیم . ناهار را در رستورانی میان راه می خوریم. سپس به سمت مشهد راه می افتیم. شب حدود ساعت 21 به مشهد می رسیم. خانواده ها منتظر ایستاده اند. برگشته ایم از یک سفر دو روزه با لباس هایی خاک آلود و یک کوله پشتی پر از خاطره های ناب، تصویرهای به یادماندنی و ستاره و خاک و شن کویر ...
گزارش: افروز ارزه گر، گروه نجوم آماتوري آسمان توس